سلام. امروز رفته بودم توی بیمارستان مامانم آزمایش خون دادم. اخه مامانم هد نرس بیمارستان بازرگانانه یهنی سر پرستاره. به مامانم گفتم خودت ازم خون بگیر ولی گفت میترسم از تو خون بگیرم!!!بالا خره یک پیرمرد ازم خون گرفت ولی خداییش خیلی خوب گرفت اصلا دردم نیومد.خلاصه خونم رو گرفت و برد آزمایشگاه. الان فقط جای سرنگ روی دستم مونده یک کم هم درد میکنه شماها هم تا حالا آزمایش خون دادید؟؟ توی نظرات بهم بگید.

راستی من دوست دارم وفتی بزرگ شدم یک متخصص اطفال بشم آخه علاقه ی خیلی زیادی به تجربی و شیمی و ریاضی دارم. توی این درس ها هم خیلی قویم به غیر از شیمی که هنوز بهش نرسیدم. حتی از این که بخوام دل و روده ی طرف رو در بیارم هم هیج ترسی ندارم و حالم بد نمیشه!!حالا هر کس مثل من به رشته ی تجربی علاقه داره بره ادامه...

خوب کسایی که اومدن ادامه معلومه مثل خودمه پس بفرمایید این هم عکس های مربوط به تجربی:

:::::::::::::::::::::           :::::::::::::::::         ::::::::::::::::::::::

این عکس گلبول های داخل خونه. تا اون جا که من میدونم این هاست:

گلبول سفید

گلبول قرمز

پلاکت ها

پلاسماها

گلبول قرمز
گلبولهای قرمز حاوی ماده ای بنام هموگلوبین (Hemoglobin) هستند که امکان برداشتن و رساندن اکسیژن به نقاط مختلف بدن را فراهم می کنند. به همین دلیل لازم است تا خون تازه برای جایگزینی و انجام وظیفه به فرد بیمار هنگام جراحی یا خونریزی های شدید، داده شود.

پلاکت
وظیفه اصلی پلاکت ها که به آنها Platelet هم گفته می شود، کمک به جلوگیری از خونریزی شدید به هنگامی است که در قسمتی از بدن جراحتی رخ داده. آنها عامل اصلی بند آمدن خون می باشند. هنگامی که یکی از راه های جریان خون دچار پارگی می شود پلاکت ها در آنجا جمع می شوند و بطور موقت مانع از خونریزی شدید می شوند. (در واقع نقش آنها تسریع انعقاد خون می باشد.)

پلاسما
Plasma ها حامل سلولهای خون هستند و شامل عامل لخته شدن خون می باشند. آنها ترکیبی از پروتئین، نمک و آب هستند و توانایی حمل مواد غذایی، مواد عالی، هورمونها و سلولهای خون را در مسیر جریان خون دارند. از وظایف مهم پلاسما کمک به پلاکت ها برای در کنار هم ماندن و لخته شدن خون هنگام خونریزی می باشد. (برای درک بهتر شما می توانید پلاکت ها را به آجر و پلاسما را به سیمان و عمل جلوگیری از خونریزی را به درست کردن یک دیوار با آجر و سیمان تشبیه کنید)

گلبول سفید
این سلولها اولین وسیله تدافعی بدن در مقابل بیماری می باشند. آنها توانایی این را دارند که از خون بیرون آمده و به کمک بافت یا عضوی که دچار جراحت یا بیماری شده است بروند. در بسیاری از موارد که بدن برخی از بیماران به آنتیبیوتیک (antibiotic) ها پاسخ مناسب نمی دهد، برای بیمار گلبول سفید تجویز می شود.

خوب دیگه امیدوارم خوشتون اومده باشه. اگه دوست دارید نظر بدید.

مرسی


 

آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1391 01:57 ب.ظ

دوشنبه 16 مرداد 1391 ساعت 01:23 ب.ظ Baran دیدگاه ها ()

داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه 30 اسفند 1391 10:44 ق.ظ
باران من هم علوم تجربی رو دوست دارم وومیخوام دندان پزشک بشم!!امیدوارم در شغل خودت بسیار موفق باشی!!
پنجشنبه 24 اسفند 1391 03:09 ب.ظ
من تا حالا بیش از سه بار آزمایش خون دادم و باید بگم که من عاشقتم چون من هم مثل تو عاشق ریاضی و تجربی و شیمی هستم اما ادبیات رو هم دوست دارم
چهارشنبه 15 آذر 1391 04:14 ب.ظ
آره جیگر ولی یکم دردم میگیرهههههه
Baran
هههههههه.
جمعه 12 آبان 1391 06:32 ب.ظ
اره عزیزم منم امروز خون دادم خون دادن که درد نداره راستی من 16 سالمه
Baran
ممنون.
سه شنبه 18 مهر 1391 11:36 ق.ظ
سلان عزیزم خوبی؟ من فردا میخوام برم آزمایش خون 23 سالمه ولی خیلییییی میترسم و اولین بارمم هستش.
میترسم از هوش برم.واسم دعا كن دكتر كوچولوی نلزنازی:(
Baran
هههه. ممنون که نظر دادین. نه خیلی درد نداره فقط یک سوزش کوچولوئه
دوشنبه 30 مرداد 1391 05:11 ب.ظ
ساناز با این چیزای بامزه حال کردم هه هه هه
Baran
ساناز کیه؟
یکشنبه 29 مرداد 1391 07:36 ب.ظ
دیگه میشه نگم چون دیگه لازم نیست تا6ماه دیگه منم میرم پیش خداباید عمل كنم امانمیخوام من12سالمه برام دعاكنید برم بهشت
یکشنبه 29 مرداد 1391 07:36 ب.ظ
دیگه میشه نگم چون دیگه لازم نیست تا6ماه دیگه منم میرم پیش خداباید عمل كنم امانمیخوام من12سالمه برام دعاكنید برم بهشت
Baran
آخییییییییییییییییییی نه بابا این چه حرفیه انشاالله زود تر خوب میشی و توی بهشت هم نمیری همین جا میمونی.
شنبه 28 مرداد 1391 08:07 ب.ظ
سلام باران جون من به خاطرمریضیم هفته اى2 بارخون میدم.6ماهه مریضم.برام دعاكنیدكه زودتر بمیرم چون نمیخوام مامان بابام به خاطرمن اذیت شم
Baran
اخیییییییییییییییی خدا نکنه انشاالله خوب میشی. راستی مریضیت چیه؟
چهارشنبه 25 مرداد 1391 01:09 ب.ظ
عزیزم من یك بار به آپاندیس مشكوك شدم البته نداشتم وقتی گرفتم مامانم گفت باریكلا تو خوب دختر شجا عی هستی
Baran
هههه
شنبه 21 مرداد 1391 05:27 ب.ظ
خیلی می ترسم.........................
Baran
ترس نداره!! فقط انگار یک زنبور نیشت زده تازه بعدشم زود خوب میشه
شنبه 21 مرداد 1391 12:19 ب.ظ
ولی خدایی عکس این سرنگه از نزدیک

چقدر دلخراشه!

آدم وقتی نگاه می کنم دست و پاش یخ

می کنه!
Baran
من این حوری نیستم!! عسیسم
شنبه 21 مرداد 1391 12:17 ب.ظ
من دوست دارم در آینده دکتر زنان و

زایمان بشم.
Baran
به سلامتی. انشالله که میشی/
شنبه 21 مرداد 1391 12:16 ب.ظ
من تا حالا 12 بار آزمایش خون دادم.

من خیلی از درد آزمایش خون خوشم

میاد.

چون دست آدم رو قلقلک می ده!

من کلا هر سال می رم آزمایش خون

می دم تا از وضعیت بدنم آگاه بشم.
Baran
بلهههههههههههههه!!
شنبه 21 مرداد 1391 12:22 ق.ظ
نمی دونم چی بدم
Baran
چی؛چی بدی؟
پنجشنبه 19 مرداد 1391 12:26 ب.ظ
راستی رفتم فیس بوک دیدمت
Baran
اوهوم
پنجشنبه 19 مرداد 1391 12:20 ب.ظ
چرا ههههه
Baran
همین جوری!!!
چهارشنبه 18 مرداد 1391 09:51 ب.ظ
واااااااااااااااای خدا چه وب خوبی داری
من که خیلی خوشم اومد بعدش احساساتی شدم و همه ی وبت رو کپی کردم با آپدیت روزانه ممنونم گلم
بازم بهت سر میزنم
Baran
باشه بای.
چهارشنبه 18 مرداد 1391 11:57 ق.ظ
سلام عزیزم
خوبی ؟ من نیلوفرم ولی همه بهم می گن نیلو من می رم کلاس دوم 8 سالمه ولی قدم به 7 ساله ها می خوره راستی میشه اسم و فامیلی و سن تورو بهم بگی من شنیدم تو دختر خوبی هستی میشه باهام دوست بشی ؟
Baran
بله چشم. اسم من باران هستش امسال میرم کلاس ششم.
سه شنبه 17 مرداد 1391 06:07 ب.ظ
منم فقط یه بار خون دادم دردم اومد
Baran
ممنون
سه شنبه 17 مرداد 1391 12:47 ب.ظ
تا حالا 4 بار از من خون گرفتن
Baran
ممنون که نظر دادی
دوشنبه 16 مرداد 1391 11:11 ب.ظ
سلام دوست عزیزم من هم تا حالا چندبارازمایش دادم ولی خیلی درد داشت
Baran
آره یک کم درد که داره!!....
دوشنبه 16 مرداد 1391 10:50 ب.ظ
من تا حالا خیلی ازمایش خون دادم
Baran
باشه
دوشنبه 16 مرداد 1391 09:07 ب.ظ
سلام.اااااا تو هم به خود میگی پرنسس؟خب اعتماد به نفستون برود در حلق بنده از بس که این اعتمادبه نفسو تقویت میکنین!حالااااا خوبه وبلاگتون به اندازه سنی که دارین باران خانم.ناراحت نشوها
Baran
نه. ممنون
دوشنبه 16 مرداد 1391 08:23 ب.ظ
باران ببین تو وینکس کلاپ جادویی چه اتفاق هایی افتاده من تازه عضو شده بودم مطالبم پاک شد دوباره گذاشتم حالا اصلا اسمم تو لیست نویسندگان نیست نمی دانم که کی این کار ا کرده
Baran
نمیدونم والا
دوشنبه 16 مرداد 1391 08:09 ب.ظ
منم ازمایش خون دادم و به رشته تجربی هم علاق دارم و از خونم نمی ترسم
Baran
هه
دوشنبه 16 مرداد 1391 06:56 ب.ظ
من تا حالا چند بار ازمایش خون دادم
Baran
منم همین طور
دوشنبه 16 مرداد 1391 05:30 ب.ظ
من نزدم تا حالا
Baran
اوهوم.
دوشنبه 16 مرداد 1391 02:27 ب.ظ
مامانم می گه باید دکتر بشی ولی من طاقت دیدن خون رو ندارم برای همین به ناچار اطفال میشم تا توش خون نباشه
Baran
ههههه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
» وبلاگمو دوس داری؟!!